تعداد فرشته خود را پیدا کنید

واقعا جدا شدن از یک خودشیفته چیست

هیچ کس به ما نمی آموزد خودشیفتگان را شناسایی کنید ، بنابراین تا زمانی که فهمیدیم با یکی هستیم ، چشم بسته می شویم. جدایی به خودی خود به اندازه کافی سخت است ، اما هیچ کتابچه راهنمای هدایت یکی از افراد خودشیفته وجود ندارد. روانشناس جاناتان مارشال ، دکتری ، می گوید شما باید این نوع جدایی را به عنوان یک بازی طولانی ببینید: 'او به MBG می گوید:' این یک تلاش مداوم می طلبد زیرا مسائل شخصی شما توسط خودشیفته علیه شما استفاده می شود. ' 'این محاصره است.'





در اینجا همه چیزهایی که باید در مورد قطع رابطه با یک خودشیفته بدانید ، از جمله چگونگی انجام این کار صحیح و انتظارات در این راه:

1. تلاش برای پاسخگویی خودشیفت را متوقف کنید.

با اکثر افراد ، می توانید بحث معقول و منطقی در مورد غیرقابل قبول بودن برخی رفتارها داشته باشید. با خودشیفتگی ، پاسخ آنها تقریباً همیشه بین 'تو دیوانه ای / بی دلیل / خیلی حساس' و 'قول می دهم تغییر کنم ، بنابراین فرصتی به من بده'. ستون های دروازه همیشه در حال تغییر هستند ، و شما روی پوسته های تخم مرغ قدم می گذارید ، و احساس واقعیت شما به تدریج از بین می رود. زمان هایی وجود دارد که ممکن است خودشیفته داشته باشد ظاهر شد تغییر کرده است ، با این تفاوت که غالباً یک قدم به جلو و پنج قدم عقب است. و سپس شما را به خاطر صدا زدن آنها سرزنش می کنند ، حتی اگر آنها به شما آسیب بزنند.



وقتی از در بیرون می روید این را درک کنید: هرگز نمی توانید یک خودشیفته را مسئول بدانید. این همان چیزی است که شما را قلقلک می دهد و اگر می توانید واقعاً در این رابطه را ببندید ، باید این اشتیاق را ترک کنید که باعث شود آنها آن را 'بدست آورند' یا 'تغییر دهند'.



تبلیغات

2. لحظات شفافیت را حفظ کنید.

تا زمانی که آماده رفتن هستید ، یک مشکل بزرگ این است که شما احتمالاً از دوستان و صدای خرد خود فاصله دارید - الف ماشینکاری معمولی توسط خودشیفته. بنابراین وقتی لحظات شفافیت درونی از راه می رسد ، مارشال بر اهمیت آویزان شدن بر روی آنها تأکید می کند: 'این لحظاتی است که به خود می گویید ، من می دانم که در این لحظه باید دور شوم . آن را نگه دارید و بارها و بارها به این لحظه بازگردید. زیرا شما منطق پشت این حرف را فراموش خواهید کرد. خوبه. به شرطی که نتیجه ای که گرفته اید را به یاد بیاورید. ' این قدرت به شما نیرو می دهد تا از راه دور شوید و هرگز به عقب نگاه نکنید.

3. فقط به این دلیل که شما تغییر کرده اید به این معنی نیست که آنها می توانند.

گاهی اوقات می دانیم که چرخاندن زندگی مان چگونه است و بنابراین بر دیگران که به دنبال فدیه هستند ایمان می آوریم. مسئله این است که ، افراد خودشیفته نمی توانند تغییر کنند و تغییر نمی کنند. هر تغییر به اصطلاح جزئی و زودگذر است و شما هزینه آن را بسیار گران خواهید پرداخت. این را بدانید: تنها شخصی که در این لحظه باید از او مراقبت کنید ، خودتان هستید. شما لگدمال شده و به سایه ای از خود شلاق زده اید ، و لیاقت این را دارید که خود را برای بهبودی دوست داشته باشید.



ممکن است نوزدهم علامت زودیاک

4. تشخیص از شما فرد بدی نمی سازد.

'اگر من در مورد او قضاوت کنم ، این باعث نمی شود من غیر معنوی ؟ پس من مثل او بد هستم! ' بسیاری از مشتریان با این نوع احساسات به من مراجعه می کنند.



یک مسئله ذاتی با جمله 'قضاوت نکن' وجود دارد. این پیش فرض است که هر زمان تصمیم گرفتیم چیزی برای ما خوب نیست ، افراد بدی هستیم و در عوض خود را قضاوت می کنیم. زنده بودن به معنای قضاوت است - هر وقت ماشین خود را در پارکینگ معکوس می کنید ، در حال قضاوت هستید که از چه زاویه ای مانور دهید. تشخیص از شما آدم بدی نمی سازد. این شما را به یک شخص عاقل تر تبدیل می کند. در عوض نکته ای برای تأمل وجود دارد: اگر قرار بود این رابطه با یک خودشیفته برای بهترین دوست یا فرزند شما اتفاق بیفتد ، آیا با آن خوب هستید؟

5- اشتباهات خود را بشناسید - اما نگذارید از آنها به عنوان سلاحی علیه شما استفاده شود.

بله ، شما کامل نبودید. تو هم کارهای بدی کردی نه تنها در زندگی بلکه در رابطه. هنگامی که شما را تحت فشار قرار دادند و تحریک کردند ، ممکن است شما تلنگر بزنید. ممکن است در گرماگرم لحظه ها چیزهای پست گفته باشید. خودشیفته از این موارد علیه شما استفاده می کند و می گوید شما هستید به همان اندازه سرزنش کردن آنها از خطوطی مانند 'به یاد داشته باشید که چقدر چیزهای خوب بین ما بوده است' استفاده کنید. این همه تقصیر تو من الان اینجوری هستم. ' آنها سعی خواهند کرد احساس کنند شما حق ندارید آنها را خودشیفته بنامید.



بله ، ممکن است تصمیمات بدی گرفته باشید یا کارهای 'بد' انجام داده باشید. اما برخلاف یک خودشیفته ، شما عمدا تله ای قرار نداده اید که به آرامی قلاب کنید ، کلاه بردار شوید و سپس از شخص دیگری برای ضربات مریض خود سو sick استفاده کنید.



تو قدیس نیستی این بدان معنا نیست که شما باید مشت های واقعی و مجازی شخص دیگری را معده کنید.

6. شما نمی توانید آن را دور صحبت کنید.

یک مشکل اساسی که می بینم این است که مشتری ها به من می گویند که چگونه سالها در درمان سعی کرده اند حرف هایشان را بزنند و هیچ تغییری نکرده است. حتی ممکن است به دلیل تجربه مجدد مکرر تروما بدتر شده باشد و زندگی دیگر احساس امنیت نکند.

می توانید همه چیز را منطقی کنید و این چیز خوبی نیست. بله ، یک دلیل وجود دارد که خودشیفته ها شیوه آنها است - ژنتیک ، پویایی خانواده ، سو substance مصرف مواد و غیره. این وظیفه شما نیست که دلیل یا گرفتار شدن در دود و آینه ها را تجزیه و تحلیل کنید. وقتی صحبت از خودشیفتگی ها می شود ، ریشه مشکل آنهاست و دلیل اینکه ما آن را 'اختلال شخصیت' در روانپزشکی می نامیم این است که نمی تواند تغییر کند. همچنین به شما خدمت نمی کند احساسات یا ضربه خود را منطقی کنید یا اینکه خود را بخاطر احساس راهی خاص سرزنش می کنید ، انتظار دارید که 'فقط حرکت کنید'. ضربه در بدن ما ذخیره می شود و به سادگی با تفکر منطقی یا مثبت از بین نمی رود. تنها راه از طریق پردازش و رها کردن آن به جای تجزیه و تحلیل تا زمانی که گاوها به خانه می آیند.



7. مقایسه 'پیشرفت' آنها با پیشرفت شما ، شما را فلج می کند.

خودشیفتگان خیلی سریع حرکت می کنند ، حتی اگر به طور ناگهانی چرخش پیدا کنند و به شما بگویند این فقط فراموش کردن شما است در حالی که با چقدر دوست دارند مبارزه می کنند. کلمات ارزان هستند ، و خودشیفته با بهم ریختن سر شما رشد می کند ، می داند که به جای اینکه خودتان را شفا دهید و با کسی که لیاقت شما را دارد ملاقات کنید ، روی آنها قاطع خواهید بود.

بسیاری از مشتری ها به من می گویند از اینکه به نظر می رسد خودشیفته آسیب ندیده ناراحت هستند در حالی که خودشان داغون هستند. آنها س questionال می کنند که چرا 'ضعیف و بی فایده' هستند و می خواهند دست بردارند. این معامله است. خودشیفتگان برای جلب توجه خود ، طعمه منبع جدید توجه یا مجازات شما حرکت می کنند. از همه مهمتر ، آنها هیچ همدلی عاطفی ندارند - توانایی احساس آنچه شخص دیگری احساس می کند - و نه اینکه نسبت به دیگران ترحم داشته باشند. به همین دلیل است که آنها خیلی راحت حرکت می کنند. بنابراین متوقف کردن آنها در شبکه های اجتماعی یا پرسیدن از دوستان مشترک در مورد آنها. پیشرفت شما و تنها شماست. من همچنین طرفدار این هستم که در صورت امکان مشتری های من از هر نوع تماس با خودشیفته جلوگیری می کنند.

8- خود را مقصر می دانید.

برای دور شدن ، درگیر شدن ، دور نشدن ، دیدن پرچم های قرمز - اساساً همه چیز. این بازی به شکلی بازی می شود که اگر این کار را انجام دهید احساس لعنت می کنید و در صورت عدم لعنت. مارشال توضیح می دهد که از ابتدا ، خودشیفته تمایل شما به خود سرزنش کردن را تأمین می کند. آنها به طور فزاینده ای شما را مسئول این واقعیت می دانند که دنیای آنها خوب نیست.

وی گفت: 'پس از ترک ، شما همچنان مقصر هستید زیرا این فرد صمیمی در زندگی شما صدایی در سر دارد و به زبان شما صحبت می کند زیرا این همان کاری است که آنها انجام می دهند.' این صدای آنهاست به نظر خودت میاد

زودیاک 8 سپتامبر

بسیاری از مشتریان من که خودشیفته ها را جذب می کنند ، تمایل دارند هم نوع A و هم همدلانه . این بدان معناست که آنها نسبت به خود سخت گیر هستند و انتظار دارند که بیش از حد هزینه کنند ، و خود را مقصر زمانهایی می دانند که هرگز به اندازه کافی فرصت ندادند. آنها بجای اختصاص منابع و توجه به شفا ، غالباً برای هر کاری که در آن رابطه اشتباه کرده اند ، نشخوار می کنند و خود را می کوبند ، گویی که هر تغییری گذشته را تغییر می دهد. معامله در اینجا آمده است: هر بار که خود را سرزنش کنید ، شخص قبلی خودشیفته شما برنده می شود. آنها همچنان از شما سو abuse استفاده می کنند زیرا شما از خود سوusingاستفاده می کنید.

9. قدیمی ترین آسیب ها و آسیب پذیری های شما مهم است.

'من اهمیتی نمی دهم یا نمی خواهم در مورد کودکی ام صحبت کنم. مهم نیست ، 'برخی از مشتریان من به من می گویند. حقیقت این است ، اغلب ، ما جذب خودشیفتگان شوید به دلیل اتفاقی که در اوایل زندگی ما رخ داده است - شاید کودکی ما - یا جایی در امتداد درخت خانواده . در روانشناسی ، اجبار تکرار جایی است که ما مرتباً برای حل یک آسیب ، همان پویایی را با افراد مختلف تکرار می کنیم. این کار ناخودآگاه انجام می شود و بنابراین با اشتباه نوعی از افراد که برای ما بد هستند و از آنجا که چنین روابطی مثل یک جادوی بد بارها و بارها بازی می کنند ، یاد می گیریم احساس ناتوانی و ناامیدی بیشتری کنیم.

بدون اینکه سالها (یا ماه ها) در مورد دوران کودکی خود وسواس داشته باشم ، از مشتری هایم حمایت می کنم که در گذشته فصل هایی را که باعث زخم آنها شده است را کاوش کرده و ببندم ، حتی اگر آنها احساس کنند که این کمی بیش از حد افتخارآمیز است زیرا 'هیچ کس نمرد' یا 'این نیست که بد حقیقت این است که برای شما و شما مهم است. و هنگامی که این کار را انجام می دهید ، گذشته خود را با نگاهی متفاوت مشاهده می کنید - به جای اینکه خود را سرزنش کنید ، با همدلی نسبت به خود جوان خود پر می شوید. با یک داستان منسجم از گذشته خود ، شما شروع به بهبود می کنید. و سپس می توانید زندگی خود را با هدایت این س liveال ادامه دهید ، 'چگونه می توانم قهرمانی باشم که جوان ترم هرگز نداشته است؟'

10. هرگز زمان مناسبی برای ترک وجود ندارد.

مارشال به من می گوید: 'بسیاری از مشتری ها اغلب می گویند ،' اکنون نمی توانم این کار را انجام دهم '. آنها دلیل می آورند که کار خودشیفته بیش از حد شدید است ، یا آنها یک درام خانوادگی سخت را پشت سر می گذارند. 'شما باید بسیار عاقل و باهوش باشید وقتی صدای خود را می شنوید که می گوید' اکنون نیست '. وجود خواهد داشت همیشه دفعه بعد بحران دیگری باشد. شما در برابر ارتشی قرار گرفته اید - دستکاری های او ، مراقبت از شما ، احساس انزوا - در تلاش برای فریب شما از این وضوح. گاهی اوقات وقت خوبی نیست. شما فقط باید ترک کنید.

بنابراین اگر احساس کردید که در زمان اشتباه ترک کرده اید و می خواهید به آنها فرصتی دیگر بدهید ، بدانید که هیچ وقت ستاره ها در یک راستا قرار می گیرند و اردک ها پشت سر هم قرار می گیرند.

11. یک روستا می گیرد.

اگر بخاطر دارایی های مشترک یا فرزندان مجبور به برقراری ارتباط باشید یا مشغول نبردهای قانونی هستید ، چه می کنید؟ در این حالت ، فرد خودشیفته با استفاده از سوابق و آسیب دیدگی شما ، دکمه های خود را فشار می دهد تا کور شوید و ناپایدار به نظر برسید. در اینجا جایی است که شما افراد - متخصصان و عزیزان - را درگیر خود می کنید تا پشت خود را داشته باشند ، با هم کار کنند و هر زمان اقدام به تخریب خود می کنید ، شما را صدا می کنند. این یک روستا طول می کشد و داشتن آن روستا شما را ضعیف نمی کند.

12. لازم است با خود خوب باشید.

شفقت به خود می تواند مانند یک اصطلاح کرکی احساس شود ، اما حقیقت این است که می تواند در واقع باعث بهبود رفاه و حتی عملکرد شما می شود . دوست المپیکی من پیتر شموک به سادگی آن را صدا می زند 'خوب بودن با خودت' قسمت هایی از شما که ترسیده ، عصبانی ، آسیب دیده و گیج شده اند دیگر نیازی به قلدری ندارند. همانطور که یک کودک ترسیده یا یک توله سگ بیمار را در آغوش می کشید ، مهربانی هم دقیقاً همان چیزی است که در حال حاضر به آن نیاز دارید. و تنها رشته استنتوری که شما نیاز دارید ، وفادار بودن به بهبودی شماست - تمرین زمینی برای کمک به بازآموزی مغز در تأیید احساسات به جای اینکه خود را سرزنش کنید و آنها را فرو بریزید.

بسیاری از مشتریان من بسیار خوش فکر و متبحر هستند ، اما آنها تمام زندگی خود را صرف نامهربانی نسبت به خود کرده اند. من اغلب به آنها یادآوری می کنم که یادگیری مهربانی احساس سخت تری نسبت به اقامت جراحی یا معامله هفت رقمی تجاری آنها دارد. آنها می خندند زیرا این درست است. آن را نوعی تمرین در سالن بدن سازی ذهنی خود در نظر بگیرید. اولین باری که هر عضله ای را تمرین می دهید ، احساس غیرممکن خواهد شد ، تا اینکه یک روز سرانجام چنین احساسی از بین می رود.

شفا با ریشه یابی شما برای خود شروع می شود ، همانطور که من برای شما ریشه یابی می کنم.

آیا می خواهید اشتیاق شما به سلامتی دنیا را تغییر دهد؟ مربی عملکرد تغذیه شوید! امروز برای عضویت در ساعات اداری زنده آینده ما ثبت نام کنید.

با دوستانتان به اشتراک بگذارید: