6 موردی که آرزو می کنم قبل از ازدواج با یک متقلب می دانستم
یک دهه از ازدواج من با شوهر تقلب می گذرد. من دیوانه وار عاشق شده بودم که مرد رویاهایم به یک زانو افتاد و از من خواست همسرش شوم. آن روز شادترین روز زندگی من بود. هر آنچه که برای آینده ام برنامه ریزی کرده بودم در حال سقوط یکپارچه در جای خود بود و تنها کاری که باید انجام می دادم این بود که 'بله!' در زندگی من چیزی نبوده ام که از آن اطمینان بیشتری داشته باشم.
چند ماه پیش بود که عروسی ما برگزار شود و او تماس گرفت و از من خواست که بیایم. من با صدای صدای او فهمیدم که چیزی به شدت اشتباه است. داخل ماشین پریدم و وحشت زده مستقیم به سمت جای او حرکت کردم و ذهنم به شدت از کنترل خارج شد. وقتی رسیدم او مرا روی تخت نشست و به من گفت اگر قرار است دست او را بگیرم باید چیزی راجع به آن صادق باشد.
وی در ادامه به من گفت که طی چهار سال گذشته از رابطه ما او بی وفا بود . نه تنها با یک زن بلکه با تعداد زیادی. تمام دنیای من فقط در چند نفس کوتاه از هم پاشید و امیدها و آرزوهایم با آن همراه شد. علاوه بر تصور از دست دادن خوشبختانه داستان های افسانه ای من ، با فکر سنگینی از شرم غرق شدم ، همه چه فکر خواهند کرد؟
او قول داد که اشتباهی مرتکب شده و او مرا بیش از حد دوست داشت تا هرگز دوباره اینگونه به من آسیب برساند. و بنابراین من ماندم. با گذشت یک سال از ازدواج ما ، تاریخ تکرار شد و در حالی که او برای مهمانی لیسانس یکی از دوستانش نبود ، خود را در تخت زن دیگری دید - آن آخر هفته نه فقط یک بار بلکه 5 بار. وقتی او به خانه رسید روده من به من گفت مشکلی وجود دارد ، بنابراین من با او روبرو شدم ، و او حقیقت را به من گفت.
نشانه هجدهم
او با التماس و بخشش خواستار بخشش من شد ، یک بار دیگر قول داد که اشتباهی مرتکب شده است و او مرا بیش از حد دوست داشت تا هرگز دوباره اینگونه مرا آزار دهد. این بار حتی بیشتر در معرض خطر بود - او شوهر من بود. با غلبه بر بار شرم آور آه ، این بار کار برایم دشوارتر بود که فکر کردن را ترک کنم. و بنابراین من ماندم.
اگر بتوانم برگردم و با آن دختر بی گناه صحبت کنم ، این همان چیزی است که به او می گویم:
1. به وعده های پوچ او اعتقاد نداشته باشید.
من عاشق این مرد بودم. او پیش من آمده بود و صادق بود و قول داده بود که دیگر هرگز این کار را نخواهد کرد ، و من نمی توانستم خودم را قانع کنم که لازم است او را باور کنم. تماشای مکرر التماس و التماس او بارها و بارها قلبم را شکست و احساس اطمینان کردم که باید بمانم. من هر اونس این وعده ها را نگه داشتم ، اما آنها خالی بودند. او این موارد را گفت تا من باور داشته باشم كه ما می توانیم از كنار آن عبور كنیم و اوضاع فرق خواهد كرد ، اما او هرگز برای تغییر دادن چیزی جدی اقدام نكرد.
تبلیغات
2. این شما نیستید ؛ خودش است.
تقلب اشتباه نیست. تقلب یک انتخاب است. شما هرگز قرار نیست همه پاسخ ها را داشته باشید یا کاملاً بفهمید که چرا کسی که دوستش دارید قادر است از شما پا بگذارد. آنچه مهم است که درک کنیم این است که وقتی کسی تقلب می کند به این دلیل است که خلا they زندگی او سعی دارد آن را پر کند. تا زمانی که این خلأ را برطرف نکنند ، اساس رابطه نمی تواند دوباره ساخته شود.
3. واقعاً هرگز از پس آن برنمی آیید.
هنگامی که من و شوهرم مکالمات بی پایان خود را انجام دادیم ، جایی که سعی کردم درک کنم و او طلب بخشش کرد ، به او می گفتم که او را بخشیدم و دوباره به زندگی عادی خود باز می گشتیم. ما به تعطیلات می رفتیم و چیزهای جدید می خریدیم تا این خلا را بپوشانیم. این جمله که 'شما می توانید ببخشید اما هرگز فراموش نخواهید کرد' بسیار درست است. مهم نیست که شما چه کاری انجام می دهید. شما هرگز آن را فراموش نخواهید کرد.
4- دیگر هرگز مثل سابق نخواهد بود.
در آن لحظه تقسیم ثانیه چیزی وجود دارد که متوجه خیانت می شوید و روابط شما را تغییر می دهد. بله می توانید روی آن کار کنید ، اما هرگز خلوص ، اعتماد ، اعتماد به نفس و ایمانی را که قبلاً داشتید نخواهید داشت. بسیاری از روابط فراز و نشیب هایی را پشت سر می گذارند که پویایی آنها را تغییر می دهد ، اما این چیزی نیست که من به آن اشاره می کنم. تفاوت معناداری بین روز قبل از اطلاع شما و روز بعد وجود دارد.
ژانویه 1 علامت زودیاک
5. ماندن بازتاب ارزش شخصی شماست.
از خارج ، رابطه من کاملاً عالی بود. و وقتی به گذشته نگاه می کنم ، می فهمم که آنقدر نگران تصویرم هستم که در نهایت ارزش و خوشبختی خودم را فدای محافظت از آن کردم. من خودم را آنقدر دوست نداشتم که بتوانم در برابر آنچه واقعاً سزاوار آن هستم بایستم. من اعتقاد داشتم که ماندن باعث قدرتمند شدن من می شود ، وقتی واقعاً روزی که او را ترک کردم قدرت خود را پیدا کردم.
6. شما سزاوار بهتر هستید.
من به آن دختر زخمی می گفتم که او شایسته بهتر است او لیاقت این را داشت که با کسی وفادار باشد که درست مانند او برای وفاداری و تعهد ارزش قائل بود. او سزاوار کسی بود که با کمال صداقت و احترام رفتار می کرد ، کسی که علی رغم تقصیرهایش او را دوست داشت و می خواست تا آخر عمر او را گرامی بدارد. او سزاوار کسی بود که او را همانگونه که دوست داشت دوست داشته باشد.
خیانت یک مسئله شایع در بسیاری از روابط امروز است. از زمان طلاق من ، یاد گرفته ام که افراد دیگر تصمیم می گیرند زندگی شما را تغییر دهند - اما شما بر نحوه پاسخگویی کنترل دارید. اکنون که این را می دانم ، می توانم با تجربه و خرد لازم برای ساختن یک ازدواج فعلی ام نزدیک شوم رابطه ای سالم و پایدار .
آیا می خواهید اشتیاق شما به سلامتی دنیا را تغییر دهد؟ مربی عملکرد تغذیه شوید! امروز برای عضویت در ساعات اداری زنده آینده ما ثبت نام کنید.
با دوستانتان به اشتراک بگذارید: