من پزشکی هستم که COVID داشته ام: در اینجا نحوه بهبودی جسمی و روحی آمده ام

در 9 مارس ، من و شوهرم جسی به یک مهمانی تعطیلات پوریم در شهر نیویورک دعوت شدیم. وقتی همه چیز لغو می شد درست بود ، اما همه چیز نه. ما در مورد اینکه آیا باید برویم عقب و جلو رفتیم اما در نهایت تصمیم گرفتیم که در آن شرکت کنیم. در 10 مارس ، شوهرم احساس بیماری کرد. بعداً فهمیدیم که بسیاری از افراد دیگری که در همان مهمانی شرکت می کردند نیز با علائم همراه بودند.

از نظر شوهرم ، آن مانند یک آنفولانزای بد بود که در آن او فقط چاق و خسته بود. اونم همینطور حس بویایی خود را از دست داد ، و طعم و مزه را اضافه کنید.



در 12 مارس ، من علائم مشابهی را شروع کردم - اما آنها بسیار خفیف تر بودند. این کار با برخی از درد عضلات شروع شد ، اما من فقط احساس کردم که به ماساژ نیاز دارم. روز بعد احساس خستگی کردم و سرانجام تب به وجود آمد. چیزی که در مورد این تب ها وجود داشت این بود که آنها به صورت مقطعی بودند ، بنابراین حال من خوب خواهد شد و ناگهان تب می کنم.



علائم شوهرم همچنان پیشرفت می کند تا اینکه یک روز احساس تنگی نفس می کند. با کمبود دانش در ایالات متحده در مورد چگونگی درمان این علائم ، ما به دنبال تحقیق در ایتالیا و چین هستیم که در آن داروها برای COVID-19 موثر هستند. بر اساس مطالعات مقدماتی در اروپا ، دکتر ما هیدروکسی کلروکین و یک آنتی بیوتیک را توصیه کرد که به نظر می رسد تنگی نفس شوهرم را بهبود می بخشد ، اما نه کاملا. روز جمعه ، سیزدهم مارس ، برای انجام آزمایش ویروس کرونا به اورژانس مراجعه کردیم. آنها شوهر و خودم را آزمایش کردند اما گفتند که نتایج برای چند روز آماده نخواهد بود (آزمایش من دو هفته بر نمی گردد). شوهرم نیز عکس رادیوگرافی از قفسه سینه گرفت و پس از روشن شدن دوباره به خانه فرستاده شد.

نفس کشیدن او چند روز بعد هنوز سخت بود. بنابراین ما به اورژانس برگشتیم و برای او آزمایش اشعه ایکس قفسه سینه انجام دادیم. این بار علائم اولیه ذات الریه COVID را نشان داد ، بنابراین وی در 16 مارس - حدود یک هفته قبل از اوج گیری ویروس کرونا در منهتن - در بیمارستان کوه سینا بستری شد. با نگاه به گذشته ، ما خیلی خوش شانس بودیم که او را زود به بیمارستان منتقل کردیم. جسی قادر بود اتاق خودش را در طبقه طب داخلی داشته باشد و پزشکان زیادی در دسترس او بود. او را اکسیژن قرار دادند (از طریق کانول بینی و نه از طرف دستگاه تنفس) و به دریافت هیدروکسی کلروکوین و آنتی بیوتیک ادامه داد. بدترین علائم افزایش ناگهانی تب و احساس 'درد استخوان' بود که ترکیبی از آنها خوابیدن را برای او تقریباً غیرممکن می کرد. من به دلیل محدودیت های جدید COVID-19 قادر نبودم که با او باشم و یا حتی در بیمارستان چیزی را برای او رها کنم ، اما ما در تمام طول روز با FaceTime در ارتباط بودیم.



در همین حال ، من هم در خانه احساس بیماری می کنم. من اصولاً نسخه ضعیفی از علائم جسی داشتم ، به استثنای تنگی نفس ، که تجربه نکردم. بالاترین سنبله تب من تا 101 افزایش یافت و علائم غالب که تجربه کردم خستگی بود. با تمام این اوصاف ، COVID-19 من مانند آنفولانزای بدی احساس می شد و من هنوز انرژی کافی برای دیدن بیمارانم را داشتم - بسیاری از آنها در خط مقدم بودند و یا از سختی های خود عبور می کردند - با استفاده از Telehealth. آن زمان بسیار طاقت فرسا و دیوانه وار بود.

ابزاری که به من کمک کرد در برابر چنین عدم اطمینان امیدوار باشم.

با وجود بسیاری از ناشناخته ها ، من فهمیدم که باید دو کار انجام دهم: اولین مورد تسلیم بود ، زیرا این بسیار بزرگتر از من بود و من واقعاً هیچ کنترلی نداشتم. دومین چیز این بود که به درون نگاه کنم و بفهمم چه چیزی را می توانم کنترل کنم.

پیدا کردم که نشسته ام مراقبه مهربانی ، ابراز آمرزش و شفقت نسبت به خودم و دیگران ، و تمرین قدرشناسی هر روز به من کمک می کرد ثابت بمانم. تمرکز بر اینکه چگونه می توانم به دیگران خدمت کنم - از جمله شوهرم ، بیمارانم ، خانواده ام و دوستانم - نیز مهم بود. مطمئناً ، من می توانستم در استرس خودم بنشینم و فقط به این فکر کنم که همه چیز چقدر دیوانه است (و گاهی اوقات من تسلیم این مسئله می شدم) ، اما می دانستم که به درد هیچ چیزی نمی خورد!



شماره فرشته 43

وقتی وضعیت جسی هنوز بعد از چند روز بستری در بیمارستان بهبود نیافته بود ، احساس کردم که باید کار دیگری انجام دهم. آن روز وقتی در مراقبه نشسته بودم ، به یاد آوردم که چندین مطالعه پزشکی در مورد قدرت نماز در شفا . سپس این فکر به ذهن من خطور کرد تا با همه دوستان روحانی ام تماس بگیرم و از آنها بخواهم که برای جسی دعا کنند. من معتقدم که تعداد بسیار زیادی وجود دارد ، مخصوصاً وقتی صحبت از دعا و انرژی مثبت باشد. این راهنمایی درونی تقریباً مانند تسکین احساس می شد - سرانجام ، چیز دیگری وجود داشت که می توانستم در مورد این وضعیت به ظاهر خارج از کنترل کنترل کنم.

بنابراین ، در بین FaceTiming با جسی ، انجام جلسات بهداشت از راه دور برای بیمارانم و اطلاع رسانی به خانواده و دوستان جسی در مورد وضعیت او ، من شروع به برقراری تماس تلفنی کردم. هرکسی که تماس گرفتم گفت با کمال میل برای جسی دعا می کنند. بسیاری از آنها با دوستان و همكاران خود تماس گرفتند تا از آنها بخواهند كه دعا كنند ، یا جسی را به لیست دعای معنوی خود اضافه كنند و / یا ترتیب دادند كه یك درمانگر انرژی (انرژی) ویژه روی او كار كند. با تمام تلاش خود برای ماندن در مکانی با ایمان و نه تسلیم ترس ، با پاسخهای سخاوتمندانه همه بسیار امیدوار شدم. در پایان آن روز ، ما حدود 50 خاخام ، 25 شبان ، 15 شفا دهنده انرژی و 10 شمن از سراسر جهان داشتیم که برای جسی دعا می کردند. ناگهان ، فقط ما و پزشکانمان با این دعوا نکردند. این یک جامعه جهانی بود. واقعاً حیرت انگیز بود.

و بالاخره ، اوضاع شروع به تغییر کرد. در ابتدا ، تب جسی بدتر شد و به بالاترین حد خود در 104 رسید. پزشکان آنتی بیوتیک او را تغییر دادند. و سپس ، به آرامی ، تب ها فروکش می کنند و بین هر زمان جهش تب ، مدت زمان بیشتری بیشتر می شود ، در حالی که تنفس جسی بالاخره بهبود می یابد.

یک روز دوشنبه ، شانزدهم مارس ، یک هفته پس از بستری شدن جسی در بیمارستان ، جسی ساعت 11 صبح با خبر خوبی با من تماس گرفت: 'آنها مرا ترخیص می کنند!' خیلی خوشحال شدم.

12 تیر ماه زودیاک

اگرچه او هنوز تب داشت و نفس های سختی کشیده بود ، اما پزشکان دیدند که او بهتر می شود و او را آنقدر قوی می دانند که به خانه بیاید. این همچنین شروع جراحی COVID-19 در منهتن بود ، بنابراین آنها برای بیماران با علائم شدیدتر به تخت بیمارستان جسی احتیاج داشتند. پس از ترخیص جسی ، پزشک وی به او گفت که اگر امروز با علائمی که یک هفته قبل با آن روبرو شده بود آمده بود ، هرگز در بیمارستان بستری نمی شد.

تبلیغات

درسی که از این تجربه می گیریم.

هنگامی که جسی به خانه آمد ، من یک دستگاه تولید اکسیژن در منزل برای او راه اندازی کردم و ما تمرینات بازپروری را انجام دادیم تا ریه های او دوباره ساخته شود. هر دوی ما هنوز تب های متناوب داشتیم ، بنابراین تصمیم گرفتیم امتحان کنیم مقداری ویتامین C داخل وریدی با دوز بالا ، که در یک مطالعه مقدماتی در چین برای بهبود بهبود COVID-19 نشان داده شده است. ما یک پرستار ملاقات کننده پیدا کردیم که قادر بود به خانه نیویورک ما بیاید و این کار را برای هر دوی ما انجام دهد حدود سه روز پس از ترخیص بیمارستان جسی و سپس دوباره دو روز بعد. پس از اولین تزریق ویتامین C ، سرانجام هر دو تب ما فروکش کرد. یک ماه دیگر طول کشید تا تنفس جسی به حالت عادی برگردد. دو هفته بعد ، سرانجام هر دو حس بویایی و چشایی خود را بدست آوردیم. علائم نهایی جسی ، یک 'مه مغزی' مداوم و ناآشنا ، تقریباً دو هفته دیگر به طول انجامید که تقریباً 70 - 80 روز پس از شروع علائم اولیه بود.

به نظر می رسید ترکیبی از استراحت فراوان ، غذاهای سالم ، برخی مکمل ها و گذراندن اوقات در طبیعت مفید باشد. ما همچنین گمان می کنیم این واقعیت که شوهر من - که به بیماری قلبی ، بیماری ریوی ، دیابت یا سایر بیماری های پزشکی مرتبط با شدت بیشتر بیماری مبتلا نیست - به یک مورد نسبتاً شدید ویروس کرونا مبتلا شده است ، ممکن است به این دلیل باشد که وی از داروی ایبوپروفن استفاده می کرد درد زانو در هفته های قبل از عفونت وی. اگرچه به طور قاطع مشخص نیست ، ایبوپروفن برای تشدید شدت عفونت های ویروس کرونا پیشنهاد شده است . به محض اطلاع از این تعامل ، ایبوپروفن وی را تقریباً 3 روز متوقف کردیم.

ما آنقدر سپاسگزاریم که هر دو طرف دیگر این مسئله هستیم و اکنون می توانیم منبع امید و پشتیبانی از سایر افرادی که از این طریق عبور می کنند باشند. با وجود بسیاری از بیماران من در خط مقدم این اپیدمی ، احساس می کنم می توانم بیماران خود را به روشی کاملاً شخصی و عمیق تر درک ، همدردی و راهنمایی کنم.

همه چیز می تواند (و در اکثر موارد ، انجام شود) به خصوص با کمک یک جامعه حامی خوب شود. با هر تجربه سختی ، درد و غم و اندوه دوباره تولد عمده ای رخ می دهد - و من تصمیم می گیرم باور کنم که این زمان همین است. تولد دوباره برای شوهرم ، برای من ، و برای همه چیز ، واقعاً.

همانطور که گفته شد اما لووی در اواخر آوریل.

و آیا می خواهید اشتیاق شما به سلامتی دنیا را تغییر دهد؟ مربی عملکرد تغذیه شوید! امروز برای عضویت در ساعات اداری زنده آینده ما ثبت نام کنید.