یک پزشک متخصص در مورد اینکه چرا باید بیشتر درباره تجربه های پایان زندگی صحبت کنیم

از بسیاری جهات ، سفر پایان زندگی اوج یک روند یکپارچه است که زندگی را به بهترین لحظات خود تقسیم می کند. این مربوط به بازنگری و بازنویسی فیلمنامه های زندگی است ، چه به صورت تصادفی و چه به صورت طراحی. گفته شد ، صدا و تجربیات بیماران در حال مرگ مهم هستند.

مردن بیش از رنجی است که یا مشاهده می کنیم یا تجربه می کنیم. در فاجعه آشکار مرگ دیده نمی شود فرایندهایی که معنی دارند . مردن یک زمان گذار است که تحول دیدگاه و ادراک را تحریک می کند.



اگر کسانی که می میرند برای یافتن کلمات برای به دست آوردن تجربیات درونی خود تلاش می کنند ، دلیل این امر این نیست که زبان آنها را از کار می اندازد بلکه به این دلیل است که از احساس هیبت و شگفتی بر آنها غلبه می کند. آنها احساس پیوستگی و تعلق رو به رشد را تجربه می کنند. آنها شروع به دیدن نه با چشم بلکه با روح قفل شده خود می کنند.



معنای آن این است که بهترین بخشهای زندگی هرگز از دست نمی روند. این موضوع هنگامی به من یادآوری می شود که بیماران مسن بازگشت مادر یا پدری را که در کودکی از دست داده اند تجربه کنند. هنگامی که سربازان از جنگهای خالی از سکنه صحبت می کنند. وقتی کودکان از بازگشت حیوانات مرده برای دلداری آنها صحبت می کنند. و هنگامی که زنان گهواره می شوند نوزادان مدت طولانی است که دیگر در تماس نیستند. این زمانی است که احتیاط از بین می رود و شجاعت غالب می شود.

آنچه مهم است نه آنچه دیده می شود بلکه آنچه احساس می شود.

همانطور که شاعران و نویسندگان در طول تاریخ به ما یادآوری کرده اند ، عشق پایدار است. هنگامی که پایان نزدیک می شود ، زمان ، سن و قدرت از بین می رود و جای خود را به تصدیق باورنکردنی زندگی می دهد. مردن تجربه ای است که ما را به هم وصل می کند و ما را به کسانی که از ابتدا ما را دوست داشتند ، کسانی که در این راه از دست داده ایم و کسانی که در پایان به ما بازگردانده می شوند ، متصل می کند.



شماره فرشته 129

به قول توماس جفرسون ، 'من می فهمم که هرچه بزرگتر می شوم ، کسانی را که دوستشان داشتم بیشتر دوست دارم.' افراد در حال مرگ غالباً سفری امیدوارکننده را آغاز می کنند که در آن یک بار دیگر در آغوش کسانی قرار می گیرند که روزگاری به زندگی خود معنا می بخشند ، در حالی که کسانی که به آنها آسیب می رسانند دور می شوند. مرگ نیز نوعی عدالت نهایی است که در آن ترازوها با عشق و بخشش متعادل می شوند.

من که به عنوان یک پزشک مهماندار شاهد این همه مرگ بوده ام ، نمی توانم بگویم که مفهوم مرگ 'خوب' را کاملاً پذیرفته ام. چیزی به نام مرگ خوب وجود ندارد ، فقط افراد خوب هستند. مرگ و مردن صرفاً امتداد آنچه پیش از این بوده است ؛ ما همانطور که زندگی کردیم می میریم این همیشه نمی تواند با خوشبختی یا خوبی سازگار باشد ، به خصوص اگر تعادل زندگی یک شخص ارتباط چندانی با این دو نداشته باشد.

تبلیغات

علی رغم این فاجعه ، پزشک مهماندار بودن باعث نشاط است.

اگرچه من غالباً از فاجعه و ضربه ای که تعداد زیادی از مردم متحمل شده اند ناراحت هستم ، اما از قدرت روح انسان در تلاش بی پایان آن برای بهبود آسیب ها یا شکستگی ها متعجب می مانم. برای کسانی که تحقق رضایت و خوشبختی در زندگی را ندارند ، ممکن است در این مبارزه باشد که امید و لطف وجود دارد.



مرگ ممکن است منزوی کننده و حتی تنها باشد ، اما بیماران اغلب در فضاهایی که در آن هستند راحت می شوند آنها می توانند به بیان خود ادامه دهند ، با دیگران ارتباط برقرار کنند و همچنان مهم باشند . مدت ها پس از نبرد برای غلبه بر بیماری ، افراد در حال مرگ به جنگ ادامه می دهند ، اما آنها فقط علیه و به طرف مقابل نمی جنگند. آنها برای داشتن ارتباط ، و یافتن معنا می جنگند - درست تا آخرین نفس.

چرا دیگر افراد بستر و محو شده در خود پیدا می کنند که داستان های خود را به اشتراک بگذارند؟ نه نسخه های زیبای تزئین شده که به طور معمول می گوییم ، بلکه چیزهای واقعی ناشی از زندگی و اهمیت است - از دردهای سخت ، رازهای عمیق و از دست دادن های دور تا عشق و خرد پایدار. این لحظات ، اندازه گیری شده در روزها و ساعت ها ، با انگیزه امکان دستیابی در آینده ایجاد نمی شوند. آنها پایان آرزو شده و خود تولید شده را تشکیل می دهند.

بیماری و تراژدی به طور طبیعی ایجاب می کند که به درون خود بنگریم ، مصنوعی از جنگ ما برای بقا و مقاومت ذاتی ما در برابر مرگ و میر. همانطور که بیماری شروع به رانندگی برای زندگی می کند ، یک تغییر ایجاد می شود. در حال مرگ زندگی را گرامی می دارند ، اما نه برای خودشان - برای دیگران. آنها حتی هنگام خداحافظی نسبت به عزیزان خود ، با حرکات مهربانانه و امیدوار کننده ابراز نگرانی می کنند. دفن شده در داستان آنها همان پیام تحریک کننده است که بارها و بارها تکرار می شود.

در پایان زندگی ، مردم ایمان دارند که صدای آنها نرم ، یا گاهی ساکت می شود. و اینکه آنها هنوز هم شنیده خواهند شد.

مرد گاو نر زن دوقلو

اقتباس شده از مرگ فقط یک رویاست توسط کریستوفر کر ، MD ، Ph.D. چاپ مجدد با مجوز Avery ، اثری از خانه تصادفی پنگوئن ، 2020.

و آیا می خواهید اشتیاق شما به سلامتی دنیا را تغییر دهد؟ مربی عملکرد تغذیه شوید! امروز برای عضویت در ساعات اداری زنده آینده ما ثبت نام کنید.