4 دلیل من برای نه گفتن تلاش می کنم و چگونه بر آنها غلبه می کنم

من هرگز در نه گفتن تبحر نداشته ام. دلسوزی دلپذیر ، اجباری مردم ، Wonder Womaning ، دختر پارتی Posey مهمانی ، و همدلی اغراق آمیز مدتهاست که منجر به چرخه های بیش از حد رانندگی و پس از آن فرسودگی شغلی شده است. این روشهای عدم تعادل در واکنش به جهان قطعاً یک رفتار آموخته شده است.

با بزرگ شدن ، پیامهای زیادی در مورد سرپرستی و قرار دادن دیگران در اولویت و در عین حال موفق و سکسی بودن Enjoli دریافت کردم (نگاه کنید ، هزاره ها). اما من اکنون یک زن الاغ بزرگ شده ام و می گویم که نه بگویم. دوست من ماریا از عبارت 'Inner No-ing' استفاده می کند. من می گویم، به Inner No-ing بله بگویید . 'نه' یک جمله کامل است.



چرا من برای نه گفتن تلاش کردم.

اما چرا گفتن آن بسیار سخت است؟ و منظور آن است؟ برای من ، چند چیز در حال کار هستند (آنها از یکدیگر تغذیه می کنند):



تبلیغات

1نیاز به لطفا.

این یکی کریپتونیت من است. من نیاز شدیدی به تأیید دارم. از نزدیک با شماره 2 پیچیده می شود اما بیشتر از نظر ظاهری متمرکز است - بیشتر در مورد اقداماتی است که انجام می دهم تا پیام هایی که دریافت می کنم / تفسیر می کنم. در گذشته ، نیاز به لطفاً باعث می شد که تقریباً هر دعوت نامه ای را که دریافت می کردم ، بپذیرم.

دوترس از طرد شدن.

شرم آور است که چقدر بازخورد مثبت من را بخاطر می آورد و انتقادات را کاهش می دهد. من تنها کسی نیستم: من دوستی دارم که از بسیاری از نقدهای خوب نوشته شده در مورد پروژه هنری او به اضافه 20 سال پیش چیزی به خاطر نمی آورد ، اما او می تواند جملات کامل را از یک بررسی بد (از یک نشریه شلخته) نقل کند. نیاز به تعلق برای بقا به ما متصل می شود. و شاید کمی بیش از حد گرفته شده باشد - اگر به جشن تولد کسی نرویم ، حیوانات وحشی ما را نخورند.



3FOMO ، یا همان حرص و آز

'ترس از دست دادن' واقعاً مخفف حرص و آز است. و حرص و طمع در واقع یک استراتژی نه چندان هوشمندانه برای مقابله با ناپایداری و غیرقابل اعتماد بودن زندگی است. اگر حواس خودم را با همه کارهایی که باید انجام دهم ، چیزهایی که باید از آنها دیدن کنم ، چیزهایی که باید بخوانم / تماشا کنم / بخورم / مصرف کنم ، حواس پرت می کنم ، شاید این درد و رنج را حفظ کند (ام ، نه). همانطور که سوزوکی روشی توصیف می کند ، یک استراتژی هوشمندانه تر 'پذیرفتن است که همه چیز برطرف شود.'

چهارکشش فرهنگ و شرطی سازی خودم.

مسیر بودایی (یا هر عمل معنوی) به عنوان 'مخالفت با جریان' توصیف می شود. بودا 2600 سال پیش اینگونه توصیف کرد و در آن زمان هیچ شبکه اجتماعی وجود نداشت. حالا مثل این است که علیه سونامی بروید. کشیده شدن توسط پیامهای زمانه خود ، از جمله بیش از حد بهره وری و غرق شدن به عنوان یک هنجار (حتی نشان افتخار) ، دشوار است.

شخصیت تولد 22 نوامبر

جایی که من نه های خود را متمرکز می کنم.

در اینجا چهار منطقه ای وجود دارد که در آن من نه های خود را متمرکز می کنم (و آنها نیز به طور نامرتبی با هم مرتبط هستند):



  1. نه به تعهدات : نه گفتن بله از روی گناه یا شرم.
  2. نه به (نیاز به) تأییدها : برای هر تصمیمی نیاز به تأیید ندارید
  3. نه به حواس پرتی : اجازه نمی دهد توجه من توسط اولویت های دیگران ربوده شود.
  4. نه به اجبار : اجازه نمی دهد تصمیمات من توسط عادات و الگوهای ناسالم تعیین شود.

همه اینها من را ملزم به پرورش آگاهی و حضور می کنم ، این امر من را ملزم به کاهش سرعت می کند ، این امر مستلزم ایجاد مکان و زمان برای مراقبه یا سایر اقدامات قابل تأمل است. 'نه' نیاز به مکث دارد. مکث یک 'خیر' رادیکالی است.

من به عنوان یک بزرگسال جوان ، فضاها و اقدامات متجاوزانه را کشف کردم و در هر حوزه ای تحت فشار مرز قرار گرفتم. من به یاد دارم که در 19 یا 20 سالگی تعجب کردم که وقتی همه مرزها در کار و هنر و جنسیت و زندگی به چالش کشیده شد ، چه چیزی (در صورت وجود) واقعاً رادیکال به نظر می رسد؟

امروز ، رادیکال ترین اقدامی که می توانم برای خودم تصور کنم این است که خودم را با کنار گذاشتن دوست داشته باشم ، خودم را بدون هیچ احساس گناه یا تعهدی درگیر کنم. بدون مصرف است بدون ساخت. بدون اجبار فقط بودن - به دنبال یک چرت طولانی.


گزیده ای از شما متعلق چاپ شده توسط Sebene Selassie ، چاپ مجدد با اجازه از HarperOne ، اثری از ناشران HarperCollins. حق چاپ 2020

و آیا می خواهید اشتیاق شما به سلامتی دنیا را تغییر دهد؟ مربی عملکرد تغذیه شوید! امروز برای عضویت در ساعات اداری زنده آینده ما ثبت نام کنید.